تبليغاتX
Majid Cartoon

یکشنبه 1 آذر1383

زندگینامه ای از مایکل جکسون

 eMJey Biography

مقدمه ...

مايكل جوزف جكسون، اگر شناخته شده ترين چهره در صنعت موسيقي نيست، بدون شك يكي از شناخته شده ترين چهره هاست. نامش در همه جا شنيده شده و ميليونها نفر در سرتاسر كره ي خاكي طرفدار او هستند. مايكل جكسون به يك اسطوره بدل گشته است. او نه تنها به جهت استعداد شگرف و غير قابل انكارش در موسيقي، بلكه به خاطر فعاليتهاي انسان دوستانه و دل مشغوليهايش نسبت به محيط زيست و زميني كه بر روي آن زندگي ميكنيم، شهرت فراوان دارد. موسيقي او از راديوهاي سرتاسر جهان، از افغانستان گرفته تا زولولند، پخش شده است. او چندين تور جهاني برگزار كرده و جايزه اي در صنعت موسيقي يافت نميشود كه مايكل آن را به خانه نبرده باشد. جوايز «هنرمند بين المللي سال مايكل جكسون»، «طلايه دار كليپ موسيقي ام.تي.وي مايكل جكسون» به ياد او كه اولين دريافت كننده ي آنها بود، نام گذاري شده اند و نام او بارها در كتاب ركوردهاي جهاني به عناوين مختلف ثبت گرديده است.

Grammy Awards 1984

مايكل در عين حال كه مشهور ترين و حرفه اي ترين خواننده اي است كه جهان تا كنون به خود ديده، بي شك، كمتر فهميده شده ترين و در اغلب موارد، بد جلوه داده شده ترين شخص در عرصه ي موسيقي نيز هست. نقل قولهاي بسياري از او، به غلط در روزنامه ها و مجلات چاپ شده و اعمال و رفتار او پيوسته آماج بدترين توهينات و تمسخرات از جانب رسانه هاي گروهي قرار گرفته است. شيوه ي زندگي او، هر روز بر صفحات روزنامه هاي محلي در سرتاسر دنيا، به استهزا گرفته ميشود. مايكل جكسون، قرباني جهل مطلق رسانه ها و مخاطبان آنها شده است و اينچنين ناديده گرفتن او و شهرت بي مانندش، بسيار دلسرد كننده است .

،Tabloid

«جي كاكز» در مارس سال 1984 در مجله ي «تايمز» نوشت: ”صنعت موسيقي، معصوميت را تنها زماني ميپذيرد كه بتواند ديگران را تحت تأثير قرار دهد. ويران كردن دنياي خيالي جكسون با استفاده از شايعات بي اساس و كينه جويانه، آسان تر از فهميدن آن توأم با همدردي است.“

رسانه هاي سرتاسر دنيا، چه معتبر و چه غير معتبر، براي كنار آمدن با استعداد، محبوبيت، خلاقيت و جنبه هاي شخصيتي مايكل جكسون، راه آسان آقاي «جي كاكز» را برگزيده اند. مايكل در موسيقي، فيلمها، اجراها و زندگي شخصي اش، همواره اين انتخاب را مورد اعتراض قرار داده است.

اين بيوگرافي گامي است در جهت نماياندن حقايق زندگي مايكل جكسون و فرصتي براي آنانكه عادت ندارند مايكل را از دريچه اي غير از تمسخر و توهين بنگرند. اميد است كه اين بيوگرافي در هرچه بيشتر آشنا ساختن طرفداران مايكل جكسون با روحيات، درونيات، استعداد خارق العاده و البته حقيقت وجودي او، نهايت انتظار را برآورد...

در سال 1963، هنگاميكه مايكل در كلاس اول درس ميخواند، براي اولين بار در يك جمع عمومي در برنامه اي كه از طرف مدرسه (مدرسه ابتدايي گارنت در گري) ترتيب داده شده بود، حاضر شد. شلوار سياه و تيشرت سفيد پوشيده بود و آهنگ «از تمام كوهها بالا برو» (Climb Every Mountain) از فيلم آواي موسيقي (Sound Of Music) [اشكها و لبخندها] را خواند. واكنش تماشاچي ها بسيار شديد بود.

مايكل ميگويد: ”وقتي آهنگ را تمام كردم، واكنش جمعيت آنچنان مرا تحت تاثير قرار داد كه نمي دانستم بايد چه كار كنم. صداي تشويق مردم بسيار بلند بود و آنها لبخند ميزدند. بعضي از آنها ايستاده بودند. معلم هايم گريه ميكردند و من واقعا نميتوانستم آن را باور كنم. من تمامي آنها را خوشحال كرده بودم. اين يك احساس فوق العاده بود. كمي هم گيج شده بودم زيرا فكر نميكردم كه كار خاصي انجام داده باشم. من فقط همانطور كه هر شب در خانه ميخواندم، خوانده بودم. وقتي كه اجرا ميكنيد، متوجه نميشويد كه چگونه به نظر ميرسيد يا چه تاثير خاصي در تماشاچي ها به جا ميگذاريد. فقط دهانتان را باز ميكنيد و ميخوانيد.“

 جوزف گروه را به كافه هايي ميبرد كه خود با گروه فالكنز در آنها برنامه اجرا كرده بود. او گروه را براي مسابقات حاضر ميكرد و خيلي به سر و وضع آنان ميرسيد. پسران، هر روز پس از بازگشت از مدرسه، زير نگاههاي خشن و مراقب پدر سختگيرشان، به تمرين ميپرداختند. آنها دستور داشتند كه بلافاصله پس از اتمام كلاس درس به خانه بازگردند و بدين ترتيب در هيچ يك از فعاليتهاي فوق برنامه ي مدرسه حاضر نميشدند. زيرا بايد تمام توان خود را بر روي موسيقي متمركز ميكردند. آخر هفته ها را با رفتن به كلوپهاي مختلف و برنامه اجرا كردن در آنجا ميگذرانيدند. اغلب اوقات، اوايل صبح دوشنبه، به خانه باز ميگشتند تا خود را براي كلاس درس همان روز آماده كنند. در نتيجه ي اين رياضت كشيدنها، اعضاي گروه به تدريج به صحنه گردانهاي حرفه اي بدل ميشدند.

مايكل در اين باره ميگويد: ”ما براي او اجرا ميكرديم و او از ما ايراد ميگرفت. اگر خراب كني، كتك ميخوري. بعضي وقتها با كمربند بعضي وقتها با شلاق. پدرم واقعا به ما سخت ميگرفت.“

مايكل شش ساله و گروه جكسون فايو، جوايز زيادي را به خاطر شوهاي مختلف يا برنامه هايي كه شبها به عنوان آماتور و براي محك زدن خودشان اجرا ميكردند، بدست آوردند.

[مسابقات]

آقاي كيت، صاحب استيل تون، يك استوديوي ضبط محلي، اولين فرصت را براي گروه جكسون فايو فراهم كرد. آهنگ «پسر بزرگ» (Big Boy) در سال 1968 منتشر شد. اين آهنگ حتي از راديوي محلي گري پخش شد و گروه جكسون فايو در همسايگي خودشان بسيار معروف شدند.


[تك آهنگ «Big Boy»] در جولاي سال 1968، بابي تيلور پس از ديدن اجراي گروه در شيكاگو، تلفني با سلتزر، رييس دفتر كمپاني موتون(Motown) تماس گرفت و به او گفت كه پسرها چقدر فوق العاده و با استعداد بودند. سلتزر به او دستور داد تا پسرها را با خود به ديترويت بياورد. بابي تيلور آنها را به كمپاني موتون آورد و در اختيار سوزان دي پاس قرار داد تا آنها را مورد آزمايش قرار دهد.

بري گردي، صاحب كمپاني موتون، اولين ملاقاتش با گروه جكسون فايو را در كتاب زندگي نامه اش با نام «To Be Loved: The Music, The Magic, The Memories Of Motown» اينچنين توصيف ميكند: ”وقتي امروز به آن نگاه ميكنم، هنوز ميتوانم قدرتي را كه همه ي ما در نحوه ي اجرا كردن آن پنج پسر اهل گري، در آن صبح ماه جولاي حس كرديم، به خاطر بياورم. ما آنجا ايستاده بوديم تا اجراي آنها را محك بزنيم. مايكل نه ساله، مارلون يازده ساله، جرمين چهارده ساله، تيتوي پانزده ساله و جكي هفده ساله آمده بودند تا با موتون قرارداد ببندند. تمامي آنها مانند فاتحان ميرقصيدند، ميخواندند و آهنگ مينواختند. وقتي رهبر گروه (مايكل) آواز ميخواند، من حس كردم كه او قبلا اينجا بوده است. او طوري ميخواند كه انگار غزليات را ميفهميد و مفهوم آنها را درك ميكرد. انگار با آهنگ زندگي كرده بود. واقعا تماشايي بود. من هيچگاه به زبان نياوردم كه با آنها قرارداد امضا ميكنم زيرا اين كاملا بديهي بود. وقتي يكي از پسر ها از من پرسيد: ”خوب، آقاي گردي، آيا اين بدين معني است كه شما با ما قرارداد ميبنديد؟“

 مايكل لبخند زد، انگار ميخواست بگويد ”البته كه با ما قرارداد ميبندد.“ آنها آهنگ «Ain't Too Proud To Beg» از گروه تمپتيشن را اجرا كردند و همگي مانند ديويد رافينز، اما به شيوه ي مخصوص خودشان ميرقصيدند. آهنگهاي «I Wish It Would Rain» و «Tobacco Road» را طوري اجرا كردند كه انگار آن آهنگها براي آنها نوشته شده بودند. در خاتمه مايكل كوچك، «I Got The Feeling»، يكي از آهنگهاي جيمز برون را اجرا كرد. مطمئنا خود جيمز برون هم به رقص پاي خيره كننده ي او افتخار ميكرد. اين پسر نه ساله تا حدي از جيمز برون اطلاعات داشت كه حتي توجه مرا نيز جلب كرد. او آهنگش را با چنان احساس، الهام و درد و رنجي خواند كه گويي هر آنچه را كه ميخواند، خود تجربه كرده است. در بين آهنگها، تمام مدت به من خيره ميشد، انگار داشت فكرم را ميخواند.“ دو روز بعد، در زمستان سال 1968، برادران جكسون به چيزي كه براي آن زحمت بسياري كشيده بودند، دست يافتند. كمپاني موسيقي موتون با آنها قرارداد بست. بري گردي به آنها قول داد: ” اولين آهنگ شما، شماره يك خواهد شد. دومين و سومين آهنگ شما نيز همينطور. سه تا آهنگ شماره يك، كه پشت سر هم رديف شده اند. شما وارد جدول پر فروشها ميشويد. دقيقا همانطور كه دايانا راس و سوپريمز اين كار را انجام دادند.“ وقتي كه بري گردي از ديترويت به كاليفرنيا مهاجرت كرد، تمام ستارگان بزرگ موتون نيز با او همراه شدند. خانواده ي جكسون نيز همينطور. سوزان دي پاس كه براي موتون كار ميكرد، تاثير بسيار زيادي بر زندگي خانواده ي جكسون ميگذاشت. و اين سوزان دي پاس بود كه وقتي خانواده ي جكسون به لس آنجلس نقل مكان كردند، به بچه ها تعليمات مذهبي ميداد. او مدير اجرايي گروه جكسون فايو نيز بود.

[سوزان ـ مايكل ـ بري] فردي پرين، بابي تيلور و ديك ريچاردز، همراه با هال ديويس و فونس ميزل، اعضاي تيمي بودند كه اولين آهنگهاي گروه جكسون فايو را مي نوشتند و توليد مي كردند. به اين تيم، كرپريشن (The Corporation) ميگفتند. وقتيكه آهنگ «ميخواهم برگردي» (I Want You Back) در نوامبر سال 1969 وارد بازار شد، در طي شش هفته، دو ميليون نسخه از آن به فروش رفت و شماره يك شد. آهنگ بعدي آنان با نام «ABC»، در مارس سال 1970 عرضه شد و در سه هفته، دو ميليون نسخه فروش كرد. هنگاميكه «عشقي كه نجات دادي» (The Love You Save)، سومين آهنگ گروه، در جوئن سال 1970 شماره يك شد، وعده اي كه بري گردي به گروه داده بود، به حقيقت پيوست. «قصر هاليوود» (HollyWood Palace) اولين شوي بزرگ تلويزيوني جكسون فايو بود. شوي بزرگ تلويزيوني شنبه شب با ميزباني دايانا راس. آنها آهنگ «I Want You Back» را بطور زنده اجرا كردند. هرچند كه اولين حضور تلويزيوني جكسون فايو در آگوست سال 1969 و در برنامه ي «انتخاب دختر شايسته ي سياه پوست» (Miss Black America Pageant) اتفاق افتاده بود. آنها در آن برنامه، آهنگ «اين كار مال توست» (It's Yor Thing) را اجرا كردند. «آنجا خواهم بود» (I'll Be There) آهنگي بود كه تمام موانع بر سر راه جكسون فايو را از ميان برداشت. مايكل ميگويد: ”اين آهنگ به همه اعلام كرد كه گروه جكسون فايو اينجاست تا بماند و ادامه دهد.“ اين آهنگ به مدت پنج هفته در صدر جدول ماندگار شد.

در جوئن سال 1976، مايكل و برادرانش در نمايش هفتگي شبكه ي تلويزيوني سي.بي.اس برنامه اي با نام «شوهاي متنوع از جكسونز» (Variety Show The Jacksons) اجرا كردند. مايكل بعدها گفت: ”اجراي آن برنامه يك حماقت بود. من از تك تك لحظه هاي آن برنامه بدم آمد.“ اين شو بر اساس اجراهاي كاباره اي موفق گروه جكسون فايو در لاس وگاس، طراحي شده بود.
[ كه مايكل بر خلاف اين شوي جديد، از آن لذت برده بود.] مايكل: ”فكر ميكنم كه اجراي سريال تلويزيوني بدترين چيزي باشد كه هنرمندي كه در زمينه ي ضبط موسيقي فعاليت ميكند بتواند انجام دهد. من هرگز دوباره اين كار را انجام نخواهم داد. من يك كمدين نيستم. من يك مجري تلويزيوني نيستم. من يك موسيقيدان هستم.
اين شو، به دلايلي از طرف مردم مورد استقبال قرار گرفت. سي.بي.اس واقعا در صدد بود كه ما را براي ادامه ي كار نگاه دارد. اما من ميدانستم كه اجراي اين شو يك اشتباه بوده است.“ آلبوم «جكسونز»، اولين آلبومي كه براي كمپاني موسيقي اپيك تهيه كردند، شامل آهنگهاي شماره يك، نظير «خوش بگذران» (Enjoy Yourself) و «راه درست را به تو نشان ميدهم» (Show You The Way To Go) بود. دومين آلبوم آنها «همه جا رفتن» (Going Places) بود كه با آلبوم اول آنها تفاوت داشت. در اين آلبوم آهنگهاي رقص زيادي وجود نداشت، و بيشتر آهنگهاي آن حامل پيام بودند. در سپتامبر 1977، موتون حق تهيه ي فيلمي از نمايش ويز (Wiz) را كه نسخه اي جديد از فيلم فوق العاده ي جادوگر شهر از، و با بازي بازيگران سياه پوست بود، به دست آورد. مايكل: ”موتون اين نمايش را به يك علت خريداري كرد. تا آنجايي كه ميدانم وجود دايانا راس در اين نمايش، بهترين دليل ممكن بود.“ دايانا راس كه نقش دوروتي را بازي ميكرد، به مايكل پيشنهاد داد كه تكه اي از نقش يكي از كاراكترهاي اين نمايش را بطور آزمايشي بازي كند.مايكل نقش مترسك را انتخاب كرد. زيرا فكر ميكرد كه اين شخصيت، بيش از ساير شخصيت ها با او همخواني دارد. مايكل: ”وقتي سيدني لومت كارگردان اين نمايش براي ايفاي اين نقش، به من تلفن كرد، احساس غرور كردم و در عين حال كمي هم ترسيدم.“


[فيلم Wiz] گريم كردن مايكل و تبديل او به يك مترسك، پنج ساعت طول ميكشيد. و اين كار به مدت شش روز در هفته تكرار ميشد. مايكل از بازي در اين فيلم خوشش آمده بود. مايكل: ”فيلم ويز، به من الهامات و قدرت تازه اي بخشيد. متن نمايش ماهرانه نوشته شده بود. نقش من [به عنوان يك مترسك] در اين فيلم، اينگونه بود كه من تكه هاي روزنامه را كه در لباس حصيري ام مخفي شده بود، بيرون ميكشيدم و ميخواندم. اما نميدانستم با آنها چه كار كنم. من در لباسم، تمام جوابها را داشتم اما سوالات را نمي دانستم.  آن روز در حال اجراي صحنه ي كلاغ ها بوديم. ساير بازيگران در لباس كلاغ بودند و حتي صورتشان هم مشخص نبود.  بنظر ميرسيد كه آنها متن قبل و بعد از قسمت مخصوص خودشان را ميدانستند. من هم قسمت مخصوص خودم را خوانده بودم ولي آن را بيش از يك يا دو بار، بلند تكرار نكرده بودم. كارگردان مرا صدا زد تا تكه ي روزنامه را از لباسم بيرون بكشم و بخوانم. يك نقل قول بود. اسم نويسنده، سقراط (ساكراتيز) پايين متن نوشته شده بود. من اين اسم را پيش از آن خوانده بودم اما هرگز آن را تلفظ نكرده بودم. بنابراين آن را ساكريس خواندم، زيرا هميشه تصور ميكردم كه اينطور تلفظ ميشود. يك لحظه همه جا ساكت شد و بعد صداي يك نفر را شنيدم كه زمزمه كرد: ساكراتيز.

من به طرف آن مرد نگاه كردم. نتوانستم دقيقا او را به جا بياورم اما حس كردم كه او را ميشناسم. او يكي از بازيگران نبود ولي بنظر ميرسيد كه از دست اندركاران نمايش باشد. يادم مي آيد كه در آن زمان به صورت مهربان و اعتماد بنفس بالاي او فكر ميكردم. من از اينكه آن اسم را اشتباه تلفظ كرده بودم، كمي خجالت كشيدم. لبخند زدم و از او به خاطر كمكش تشكر كردم. صورتش آشنا بود و يكدفعه مطمئن شدم كه او را قبلا ديده ام. او با دراز كردن دستش به طرف من، شك مرا تاييد كرد: ”كويينسي جونز، من موسيقي متن نمايش را ميسازم.“

 

در حقيقت، مايكل اولين بار كويينسي جونز را وقتي دوازده ساله بود، در لس آنجلس ديده بود.

در 1 دسامبر سال 1982، آلبوم «Thriller» منتشر شد و تاريخ موسيقي را براي هميشه دگرگون ساخت.


[آلبوم Thriller]


«Thriller» پر فروش ترين آلبوم در تمام دورانها شد. بيش از پنجاه و يك ميليون نسخه از آن در سرتاسر دنيا به فروش رفت و شش تا از آهنگهاي اين آلبوم در بين ده آهنگ پر فروش جاي گرفت. قرار گرفتن اين تعداد آهنگ در بين ده آهنگ صدر جدول، آن هم تنها از يك آلبوم، تا آن زمان بي سابقه بود.

هر دوي اين ركوردها، در كتاب ركوردهاي جهاني به نام مايكل نوشته شده و تا به امروز شكسته نشده اند.

آلبوم بلند «Thriller»، از يكصد و بيست و دو هفته اي كه در جدول پر فروشهاي ايالات متحده قرار داشت، براي مدت زمان بي سابقه ي سي و هفت هفته، در صدر آن جدول جاي گرفته بود.

مايكل: ”از وقتي كه يك پسر كوچك بودم، روياي ساختن پر فروش ترين آلبوم تاريخ موسيقي را در سر ميپروراندم. يادم مي آيد وقتي بچه بودم، قبل از اينكه به داخل استخر بپرم، يك آرزو ميكردم. فراموش نكنيد، من با شناختن صنعت موسيقي بزرگ شدم، اهداف را فهميدم و درك كردم، در حاليكه همه به من ميگفتند چه چيز ممكن است و چه چيز ممكن نيست. اما من ميخواستم يك كار استثنايي انجام بدهم.
موقع پريدن به داخل استخر، بازوانم را تا آنجا كه ميتوانستم از يكديگر باز ميكردم. انگار داشتم افكارم را به بالا، به سمت فضا هدايت ميكردم. و يك آرزو ميكردم بعد به داخل آب شيرجه ميزدم. به خودم ميگفتم ”اين روياي من است، اين آرزوي من است“. هر دفعه قبل از شيرجه زدن درون آب، اين كار را انجام ميدادم.“

مايكل جكسون با آلبوم «Thriller»، به سلطان مسلم پاپ بدل شد و تا به امروز عنوانش را حفظ كرده است _ بي مانند!

استيو بارون به عنوان كارگردان «Billie Jean»، اولين كليپ  از آلبوم «Thriller» انتخاب شد. براي اولين بار در تاريخ ام.تي.وي، كليپي با ساختار داستاني نمايش داده شد. نه فقط مجموعه اي از تصاوير و عكسها. 

كليپ «Billie Jean» تاثير شگرفي بر بينندگان ام.تي.وي گذاشت و به محبوبيت فوق العاده اي دست يافت. اين كليپ همچنين ممنوعيتهاي بسياري را بر سر راه هنرمندان سياه پوست كه تا پيش از آن، از جانب ام.تي.وي ناديده گرفته ميشدند، برطرف ساخت. مايكل جكسون در واقع اولين هنرمند سياه پوستي بود كه آهنگهايش به ليستي كه قرار بود از ام.تي.وي پخش گردد، اضافه شد. تا پيش از آن، ام.تي.وي از پخش كليپهاي سياه پوستان امتناع ميكرد. و مايكل اين رويه را براي هميشه تغيير داد.

در 16 مي سال 1983، مايكل آهنگ «Billie Jean» را در ويژه برنامه ي زنده ي تلويزيوني «بيست و پنجمين موتون: ديروز، امروز، براي هميشه» - (Motown 25th) - كه به مناسبت بيست و پنجمين سالگرد تاسيس آن، تهيه شده بود؛ اجرا كرد. بيش از چهل و هفت ميليون آمريكايي اين شو را تماشا كردند. از آن شب به بعد، بسياري از چيزها تغيير كرد.
 

[بيست و پنجمين سالگرد موتون]
 

كت سياه براقي را كه حالا ديگر افسانه اي شده است به تن كرده بود. به همراه كلاه سياهش كه براي اولين بار به سر ميگذاشت و دستكش سفيدي كه اكنون بسيار مشهور شده است، مايكل اجراي آهنگ «Billie Jean» را آغاز كرد و براي اولين بار، به مردم چيزي را نشان داد كه بعدها به مهمترين علامت مشخصه ي او مبدل گشت.... رقص مونواك (Moon Walk)

مايكل: ”ميتوانم بگويم كه تماشاچي ها واقعا از اجراي من لذت ميبردند. برادرانم به من گفتند كه در گوشه هاي صحنه جمع شده بودند و با دهان باز مرا نگاه ميكردند. والدين و خواهرانم در بين تماشاچي ها بودند. اما تنها چيزي كه به خاطر مياورم، اين است كه پس از اتمام اجراي آهنگ، چشمانم را باز كردم و دريايي از مردم را ديدم كه ايستاده بودند و مرا تشويق ميكردند.“

برخي از تماشاچي ها بعدها گفتند كه وقتي مايكل مونواك را اجرا كرد، اينطور بنظر رسيد كه تمام دنيا از حركت باز ايستاده است.

در مقاله اي در هفته نامه ي اينترتينمنت كه در 19 فوريه سال 1999 منتشر شد، اين اجراي تاريخي اينگونه توصيف شده بود: ”قدمي كوچك براي يك مرد و پرشي بزرگ براي موسيقي پاپ: مايكل جكسون در طي اجراي آهنگ «Billie Jean»، رقص مونواك اش را كه ناقض قوانين فيزيك بود، به نمايش گذاشت. و حتي متخصصين ساخت موشك را نيز مات و مبهوت خود ساخت.“

دان ميسچر، تهيه كننده و كارگردان ويژه برنامه هاي شبكه ي ان.بي.سي گفت: ”ما ساعتها وقتمان را در اطاق تدوين، به بحث در باره ي تك تك صحنه هاي فيلم رقص او گذرانديم. او يك نمايش فوق العاده به اجرا گذاشت.“

او با رقصش، همه را ديوانه كرده بود!

براي همه آشكار بود كه آهنگ يا كليپ بعدي بايد «Thriller» باشد. مايكل، جان لنديس [مرد آمريكايي كه در لندن زندگي ميكرد و در داستانهايش، شبها با كامل شدن ماه به يك گرگ بدل ميشد.] را براي كارگرداني اين كليپ انتخاب كرد. او ميدانست كه لنديس براي اين كار كاملا مناسب است.

به علاوه جان برانكا، وكيل مايكل، ايده اي عالي به ذهنش رسيد. او پيشنهاد داد كه از پشت صحنه ي ساخت كليپ «Thriller» نيز فيلمي تهيه كنند.

مايكل: ”اين عجيب بنظر ميرسيد كه تا آن زمان كسي اين كار را انجام نداده بود. ما مطمئن بوديم كه اين يك فيلم مستند گزارشي جالب خواهد شد.“

در فوريه سال 1984، كليپ «Thriller» براي اولين بار از ام.تي.وي پخش شد و براستي در شيوه ي ساخت كليپهاي موسيقي، انقلابي بر پا كرد و آينده ي اين كليپها را براي هميشه تغيير داد.


[كليپ Thriller]


با انتشار اين كليپ، مايكل تاريخ را رقم زد و ام.تي.وي را براي هميشه دگرگون ساخت. «Thriller» اولين كليپ موسيقي اي بود كه بطور كلي براي تبديل شدن به يك فيلم كوتاه، تهيه شده بود.

بعدها، در پايان هزاره ي دوم ميلادي، «Thriller» به عنوان بهترين كليپ موسيقي تمام دورانها انتخاب شد!

مايكل: ”برادرم جكي به خانه ي من آمد و گفت: ”آيا اين شو اي را كه الان از ام.تي.وي پخش ميشود، تماشا ميكني؟ تنها كاري كه آنها انجام ميدهند، نواختن موسيقي است.“
من آن شو را نگاه كردم و فكر كردم كه مفهوم جالبي دارد. اما از كليپش كه مجموعه اي از تصاوير بود، خوشم نيامد. فكر كردم، اگر قرار بود من يك كليپ بسازم، چيزي با ارزش سرگرم كننده گي بيشتر ميساختم. چيزي كه در سر داشتم، ايده ي ساخت كليپي بود با يك آغاز، يك بدنه، و يك پايان. مانند يك فيلم كوتاه.“

پس از اولين پخش تلويزيوني «Thriller» از شبكه ي ام.تي.وي، سي.بي.اس (اپيك) اين كليپ را بطور تكي منتشر كرد و فروش آلبوم ديوانه كننده شد. بر طبق آمار، عرضه ي فيلم پشت صحنه ي كليپ «Thriller» و تك آهنگهاي آلبوم، فروش اضافي چهارده ميليون آلبوم و نوار صوتي را در مدت شش ماه نتيجه داد. 
زماني در سال 1984، در هر هفته، يك ميليون نسخه از آلبوم «Thriller» به فروش ميرفت.


[پشت صحنه ي فيلم Thriller]


در 30 مارس سال 1984، فيلم پشت صحنه ي كليپ «Thriller» منتشر شد و پر فروش ترين فيلم پشت صحنه اي شد كه تا آن زمان ساخته شده بود.

مايكل: ”موفقيت فيلم پشت صحنه ي «Thriller» براي همه ي ما تقريبا يك شوك بود.“

اين ركورد بعدها فقط توسط يك نفر شكسته شد.

حدس بزنيد چه كسي.... ”مايكل جكسون“

 در 16 ژانويه سال 1984، براي اولين بار در تاريخ جوايز موسيقي آمريكا (American Music Awards)، مايكل جكسون برنده ي 8 جايزه ي رشك برانگيز شد.

در 24 جولاي سال 1985، خبر داده شد كه مايكل جكسون در يك فيلم موزيكال سه بعدي فضايي ـ تخيلي با نام «كاپيتان اي.او» (Captain E.O) به ايفاي نقش ميپردازد. اين فيلم براي نمايش انحصاري در ديزنيلند و ديزنيورلد، در نظر گرفته شده بود.

مايكل: ”اين فيلم ساخته شد زيرا استوديوهاي ديزني از من ميخواستند كه يك سرگرمي جديد براي اين پاركها ابداع كنم.

من چند بار به سانفرانسيسكو پرواز كردم تا جورج را در ويلاي اسكاي واكر اش، ملاقات كنم. و ما به تدريج يك سناريو براي يك فيلم كوتاه نوشتيم. فيلمي كه در آن از تمام پيشرفتهايي كه در آن زمان به تازگي در زمينه ي ساخت سه بعدي حاصل شده بود، استفاده ميشد. «كاپيتان اي.او» اينطور بنظر ميرسيد و به بينندگان اين احساس را ميداد كه واقعا در يك سفينه ي فضايي هستند.“


[فرانسيس فورد كاپولا ـ مايكل ـ جورج لوكاس]

 در 12 سپتامبر سال 1986، پس از گذشت بيش از يك سال از انتشار خبر ساخته شدن فيلم موزيكال سه بعدي فضايي ـ تخيلي هفده دقيقه اي مايكل جكسون با نام «كاپيتان اي.او»، اين فيلم در مركز ايپكات واقع در ديزنيورلد ـ فلوريدا، براي اولين بار به نمايش درآمد. اين فيلم توسط فرانسيس فورد كاپولا [كارگردان فيلمهاي دراكولا و پدرخوانده] كارگرداني شد و تهيه كنندگي آن را جورج لوكاس [كارگردان فيلم جنگ ستارگان] بر عهده داشت. مبلغي كه براي توليد دقيقه به دقيقه ي اين فيلم هزينه شد، آن را به پر خرج ترين فيلم تاريخ سينما بدل كرد و هنوز هم، با سي ميليون دلاري كه براي توليد اين فيلم هفده دقيقه اي مصرف شده، «كاپيتان اي.او» پر خرج ترين فيلمي است كه تا كنون ساخته شده است.

مايكل در نقش اول اين فيلم و در كنار آنجليكا هيوستون ظاهر شد و دو تا از آهنگهاي جديد مايكل با نامهاي «تكه ي ديگر من» (Another Part Of Me) و «ما اينجاييم تا دنيا را تغيير دهيم» (We Are Here To Change The World)، در اين فيلم پخش گرديد.

[پوشش فيلم كاپيتان اي.او]

[مايكل در فيلم كاپيتان اي.او]


پس از اولين نمايش فيلم «كاپيتان اي.او» در ديزنيورلد - فلوريدا، اين فيلم سه بعدي در هر چهار شهربازي ديزني در ايالات فلوريدا و كاليفرنيا و در كشورهاي ژاپن و فرانسه به نمايش گذاشته شد و موفقيت فوق العاده زيادي بدست آورد و از جاذبه هاي عمده ي شهربازي هاي ديزني به حساب مي آمد.

 

مايكل بعدها گفت: ”كار بر روي «كاپيتان اي.او»، تمام احساسات مثبتي را كه نسبت به فيلمسازي داشتم، در من تقويت كرد. و به من اجازه داد تا بيش از پيش، به اين موضوع بيانديشم كه شايد كار بر روي فيلمها، مسير بعدي من در آينده باشد.“

 در 12 مارس سال 1986، تنها شش ماه قبل از اولين نمايش فيلم «كاپيتان اي.او»، در يك كنفرانس مطبوعاتي، خبر عقد قراردادي جديد به مبلغ پانزده ميليون دلار بين كمپاني پپسي كولا و مايكل جكسون اعلام شده بود.

[اعلاميه ي پپسي]

به دنبال آن، نام مايكل به عنوان كسي كه بيشترين تعداد قراردادهاي كلان را با يك شركت تجارتي [پپسي كولا] به امضا رسانده است، در كتاب ركوردهاي جهاني به ثبت رسيد.

پس از آهنگ «We Are The World»، مايكل تصميم گرفت تا براي مدتي خود را از ديد عموم پنهان كند. او در طول مدت دو سال و نيم، بيشتر وقتش را به كار بر روي آلبوم جديدش «بد» (Bad) اختصاص داد.

مايكل: ”چرا ساختن آلبوم «Bad» به درازا كشيد؟ جواب اين است كه كويينسي و من تصميم گرفتيم تا آنجا كه ممكن بود، اين آلبوم را بي عيب و نقص از آب در بياوريم.“

در اين آلبوم كه تهيه كننده و دستيار تهيه كننده ي آن، كويينسي جونز و مايكل جكسون بودند، دو آهنگ نيز يكي با همخواني استيو واندر، و ديگري با همخواني سيدا گرت، وجود داشت و ديگر موسيقيدانان برجسته اي، همانند گرِگ فيلينگانز، استيو پركارو، ديويد پيچ، پائولينهو داكوستا و استيو استيونز در اين آلبوم همكاري ميكردند.

بالاخره در 31 آگوست سال 1987، آلبوم «Bad» در دنيا منتشر شد. [به استثناي انگلستان كه در اين روز، تعطيل عمومي است]. فروشگهاي موسيقي، سريعتر از آنكه مسئولين آن بتوانند قفسه ها را مجددا با نسخه هاي آلبوم «Bad» پر كنند، خالي ميشدند.

فروشگاه توير ركوردز در لندن، در اولين ساعت انتشار آلبوم «Bad»، دويست نسخه از آن را به فروش رساند.  سي.بي.اس [اپيك] نيز تخمين زد كه در پاپان اولين روز انتشار اين آلبوم، يكصد و پنجاه هزار نسخه از آن به فروش رفته است.

از شرق (نيويورك) تا غرب (لس آنجلس) آمريكا، مردم در مقابل فروشگاهها صف بسته بودند و فروشگاهها براي آنكه بتوانند جوابگوي آنها باشند، كارمندان بيشتري به خدمت گرفتند.

 «Bad» به ترتيب به مدت شش و هجده هفته، در صدر جدول آلبومهاي پر فروش پاپ و سياه پوستان قرار گرفت و به مدت هشتاد و هفت هفته در جدول آهنگهاي پاپ باقي ماند كه سي و هشت هفته ي آن را جزو پنج آلبوم صدر جدول قرار داشت. و بدين ترتيب مايكل، ركورد گروه ايگلز را كه با آلبوم «هتل كاليفرنيا» به مدت بيست و شش هفته در بين رتبه هاي اول تا پنجم صدر جدول قرار داشتند، شكست.

در بريتانيا، آلبوم «Bad» به مدت پنج هفته در صدر جدول جاي گرفت و براي مدت يكصد و نه هفته ي متوالي به حضورش در جدول ادامه داد.

آلبوم «Bad» موفقيت بسيار بزرگي محسوب ميشد و بله،... مايكل بار ديگر ركوردي تازه را در تاريخ موسيقي جهان به ثبت رساند: «Bad» دومين آلبوم پرفروش، تا آن زمان بود.

[رتبه ي اول نيز با آلبوم «Thriller» به خود او اختصاص دارد]

مايكل: ”زمانيكه حس ميكنيد در حال مسابقه دادن با خودتان هستيد، ساختن يك آلبوم بسيار مشكل ميشود. اينكه خودتان چگونه به آن نگاه ميكنيد مهم نيست، مردم هميشه آلبوم «Bad» را با «Thriller» مقايسه خواهند كرد. شما هميشه ميتوانيد به آنها بگوييد، ”«Thriller» را فراموش كنيد“، اما هيچكس اين كار را نخواهد كرد.“

در 12 سپتامبر سال 1987، مايكل اولين تور يكنفره ي خود را با اجرا ي كنسرتي در استاديوم كوراكيون [مشهور به توكيودام] واقع در توكيو _ ژاپن، آغاز كرد.

[تور Bad]

مايكل، دو نفر از شعبده بازان ”سيگفيرد و روي“ را براي اجراي چشم بندي به تور اش دعوت كرده بود. در مقابل، آهنگي با نام «ذهن جادو است» (Mind Is The Magic) را براي مراسم افتتاحيه ي نمايششان در هتل ميريج در لاس وگاس به آنها تقديم كرد.

[روي ـ مايكل ـ سيگفيرد]

سيگفيرد و روي، جاذبه ي شماره يك لاس وگاس به شمار ميروند. و نمايش شعبده بازي برجسته ي آنها، از زمان افتتاح آن در سال 1981، حتي يك صندلي خالي نيز در سالن باقي نگذاشته است.

در 1 مارس سال 1988، چهار تيزر تبليغاتي جديد پپسي با شركت مايكل، در كنفرانس مطبوعاتي اي كه به همين منظور ترتيب داده شده بود، نمايش داده شد. يك روز بعد، در طي پخش سي امين مراسم ساليانه ي گرمي از تلويزيون، تيزرهاي تبليغاتي خلاقانه ي پپسي با شركت مايكل، براي بار اول پخش گرديد.

اين تيزرهاي تبليغاتي به محبوبيت بسياري دست يافتند. و به خصوص شبكه ي تلويزيوني شوروي، اجازه ي پخش آنها را درخواست كرد.

اين تيزرها، اولين تيزرهاي تبليغاتي آمريكايي بودند كه از شبكه تلويزيوني شوروي پخش ميشدند. تخمين زده شد كه يكصد و پنجاه ميليون نفر از مردم شوروي، اين تيزرهاي تبليغاتي را تماشا كرده اند.

 در 20 آپريل سال 1988، زندگي نامه ي مايكل جكسون به قلم خودش كه از مدتها پيش وعده داده شده بود، توسط انتشارات دابل دي منتشر شد. ويرايش كتاب مونواك (Moon Walk) را ژاكلين اناسيس بر عهده داشت.

[كتاب مونواك]

خواندن اين كتاب سفري است بياد ماندني، به قعر احساسات و درونيات يك نابغه ي موسيقي مدرن. در سن بيست و نه سالگي، مايكل به بيست و چهار سال تجربه ي اجرا بر روي صحنه نظر مي اندازد.

با فروش هفتاد هزار نسخه ي چاپ اول اين كتاب، در طي تنها دو هفته، مونواك پر فروش ترين كتاب در بريتانيا شد. اين كتاب براي بار دوم در دوازده هزار و پانصد نسخه به چاپ رسيد. و يك هفته بعد چاپ سوم كتاب با تيراژ سي هزار و پانصد نسخه به بازار عرضه شد

در 18 دسامبر سال 1989، خبرگزاري ها اعلام كردند كه مايكل كار بر روي آلبوم «دهه» (Decade) را كه قرار بود شامل برترين آهنگهاي او باشد، متوقف كرده است. زيرا با خلق آثاري جديد، در فكر ارائه ي آلبوم ديگري براي خوشايند طرفدارانش است.

در بهار سال 1990، آگهي تبليغاتي ال.اي گير، كه در آن از آهنگ مايكل با نام «ميخواهي دردسر درست كني» (Wanna Be Startin' Somthin') استفاده شده بود، در سينماها نمايش داده ميشد. اما خود مايكل در اين آگهي تبليغاتي حضور نداشت. اين تيزر تبليغاتي بعدها از تلويزيون نيز پخش گرديد.


 

[تيزر تبليغاتي ال.اي گير]


در جولاي سال 1990، اولين عكس تبليغاتي مايكل جكسون براي محصولات ال.اي گير در مجلات به چاپ رسيد. برندي، دختر هشت ساله ي جكي، برادر مايكل نيز در اين آگهي تبليغاتي حضور داشت. اين تيزر از تلويزيون پخش شد.

اولين آگهي تلويزيوني مايكل پس از گذشت چهار سال، از طرف صنعت تبليغات، يك آگهي خلاقانه توصيف شد كه مسير تازه اي را در اين صنعت به وجود آورده است.

يك ماه بعد، در آگوست سال 1990، تيزرهاي تبليغاتي ال.اي گير با حضور مايكل در سينماها به نمايش گذاشته شد.

در 18 آگوست سال 1990، خبر داده شد كه مايكل، سندي گالين را به سمت برنامه ريز خصوصي خود منصوب كرده است.

در 20 مارس 1991، در شهر نيويورك، بزرگترين قرارداد تاريخ موسيقي بين مايكل و كمپاني سوني [كه در سال 1988 شبكه سي.بي.اس را خريداري كرده بود] بسته شد. سازمان ژاپني چند مليتي، قراردادي پانزده ساله براي انتشار شش آلبوم و فيلم، با مايكل منعقد كرد.

نام مايكل به عنوان پر درآمد ترين خواننده ي تاريخ موسيقي، در كتاب ركوردهاي جهاني گينس ثبت شده است و تا به امروز نيز اين ركورد را حفظ كرده است. در اين كتاب، ارزش اين قرارداد، هشتصد و نود ميليون دلار ذكر گرديده اما ارزش واقعي آن يك ميليارد دلار تخمين زده شده است.

بنابراين قرارداد، مايكل براي هر آلبوم، نقدا هجده ميليون دلار به عنوان پيش پرداخت و پنج ميليون دلار به عنوان دستمزد دريافت ميكرد.

مايكل كه اكنون پر درآمد ترين خواننده در تمام طول تاريخ موسيقي است، بيست و پنج درصد درآمد حاصل از فروش هر آلبوم را دريافت ميكند. او همچنين مدير كل كمپاني خود، نيشن ركوردز (Nation Records) است كه بعدها به ام.جي.جي (MJJ) تغيير نام داد. او براي اين سمت، ساليانه يك ميليون دلار دريافت ميكند. گزارش اين معامله ي پر سود بعدها در مطبوعات منتشر گرديد چرا كه استانداردهاي تازه اي را در حوزه ي قيمتها بوجود آورده بود.

در 17 آپريل سال 1991، يك شركت كوچك موسيقي رقص هندي با نام نيشن ركوردز، مايكل را تهديد كرد كه اگر از نام آنها براي محصولات خود استفاده كند، او را به دادگاه ميكشانند. كاترين كانويل، ادعا كرد كه آنها براي مدت سه سال، محصولات خود را با نام نيشن ركوردز به فروش ميرسانده اند و به اعتبار جهاني دست يافته اند. بنابراين مايكل، نام محصولات خود را به ام.جي.جي پروداكشنز (MJJ Productions) تغيير داد.

در سپتامبر سال 1991، در مراسم جوايز كليپهاي موسيقي ام.تي.وي، اعلام شد كه جايزه ي «طلايه دار كليپ موسيقي»، مهمترين جايزه ي ام.تي.وي، از اين پس با نام ”مايكل جكسون“ به برندگان اهدا خواهد شد. بن جوي، اولين كسي بود كه جايزه ي «طلايه دار كليپ موسيقي مايكل جكسون» را دريافت كرد.

در نوامبر سال 1991، تيزر تبليغاتي آلبوم جديد و مدتها وعده داده شده ي مايكل، به مدت سي ثانيه، و به كارگرداني ديويد لينچ از تلويزيون پخش شد. اين آلبوم «خطرناك» (Dangerous) نام داشت. 

بالاخره در 14 نوامبر سال 1991، اولين كليپ موسيقي از آلبوم «Dangerous» با نام «سياه يا سفيد» (Black or White) بطور همزمان در بيست و هفت كشور جهان از تلويزيون پخش شد. تعداد بينندگان آن، پانصد ميليون نفر تخمين زده شد و اين بالاترين آماري بود كه تا آن زمان براي پخش تلويزيوني يك كليپ موسيقي بدست آمده بود.


 

[كليپ Black Or White]


در اين كليپ افرادي همچون مكالي كالكين [بازيگر نقش كوين در فيلم تنها در خانه]، برندي [دختر جكي، برادر مايكل]، بارت سيمپسون، جورج ونت و هوي دي [خواننده ي رپ] حضور داشتند. كليپ «Black Or White» توسط جان لنديس [كارگردان كليپ «Thriller»]، كارگرداني شده بود.

پس از اولين نمايش اين كليپ، مطبوعات از شدت هيجان ديوانه شدند. كليپ جديد مايكل با خود يك رويداد بزرگ به همراه داشت! پس از چهار سال انتظار، بازگشت مايكل با موفقيت فوق العاده اي همراه بود.

تنها چند ساعت پس از نمايش «Black Or White»، اين كليپ از تمام شبكه هاي خبري سرتاسر دنيا در حال پخش بود و بلافاصله غوغايي بر سر قسمت پاياني اين كليپ كه تا اندازه اي خشونت آميز بود [قسمت مربوط به پلنگ سياه]، بر پا شد و به جنجالي جهاني منجر گرديد.

به ويژه مادران و پدران از آنچه كه رسانه ها، صحنه هاي خشونت آميز و جنسي مربوط به شكستن شيشه و تظاهر مايكل جكسون به استمنا ناميدند، آشفته شده بودند.


[قسمت مروبط به پلنگ سياه از كليپ Black Or White]


ناشر مايكل در رابطه با اين موضوع عنوان كرد كه مدل رقص مايكل در اين قسمت، تعبير او را از رفتار وحشي و حيواني پلنگ نمايش ميدهد.

در 5 ژانويه سال 1994، مايكل جكسون در طي حضوري غافلگير كننده در بيست و ششمين مراسم ساليانه ي 
جوايز ان.اي.اي.سي.پي [NAACP _ انجمن ملي دستاوردهاي رنگين پوستان] كه در پاسادنا ـ كاليفرنيا برگزار ميشد، جايزه ي طراحي فوق العاده ي حركات رقص را به دبي آلن اعطا كرد.

پيش از اهداي جايزه، مايكل با سخنراني خود، حاضرين را به وجد آورد. آنها مايكل را در حاليكه ايستاده بودند، به شدت تشويق ميكردند.

مايكل: من هم شما را دوست دارم... [ميخندد]... براي حمايت دوستانه و سخاوتمندانه تان از شما سپاسگزارم. بسيار دوستتان دارم.

[تشويقهاي بي امان از طرف حضار. يكصدا نام مايكل را صدا ميزنند.]
 

 

براي چندين دهه، ان.اي.اي.سي.پي پرچمدار مبارزات قانوني به منظور دست يابي به عدالتي هم عرض براي تمامي مردمان سرزمينمان بوده است. آنها در اطاقهاي غذا خوري، سالنهاي ديوان عالي و اطاقهاي تشكيل جلسه ي آمريكا، براي عدالت، برابري و تمام چيزهايي كه مربوط به شان و مقام نوع بشر است، جنگيده اند. اعضاي ان.اي.اي.سي.پي در پي دستيابي به اين ايده آلهاي والا، كه كشور ما بر اساس آنها پايه گذاري شده است، زنداني شده و حتي به قتل رسيده اند.
در اين برحه از زندگي ام، هيچكدام از اين اهداف برايم پر معنا تر از اين عقيده نيست كه تمامي افراد، بايد بيگناه و كاملأ بيگناه فرض شوند.

[تشويق جمعيت]

تا زماني كه گناهكار شناخته شده و از جانب اعضاي هيئت منصفه محكوم گردند.

[تشويقهاي ايستاده از طرف حضار]

من حقيقتأ تا به امروز، هرگز براي درك اهميت اين ايده آلها وقت صرف نكردم. تا زمانيكه خود قرباني اتهامات دروغين شدم.

[تشويقهاي حضار]

قرباني ميل ديگران به باور كردن و بهره برداري از بدترين موقعيتها، قبل از اينكه فرصت شنيدن حقيقت را داشته باشند.

[تشويقهاي حضار. يكي از آنها فرياد ميكشد: مايكل دوستت دارم]

من شما را بيشتر دوست دارم... من نه تنها بيگناه فرض شده ام، بلكه بيگناه هستم. [تشويقهاي حضار]

و ميدانم كه حقيقت راه نجات من است.

[تشويقهاي حضار]

هنگاميكه ديگران نبودند، شما براي حمايت كردن از من حاضر بوديد. من با اعتقاد به خدا و دانستن اين موضوع كه در راه اين مبارزه تنها نيستم، در تلاشم براي به اثبات رسانيدن بيگناهيم استوارتر شده ام.

[تشويقهاي حضار. مايكل براي آنها بوسه ميفرستد.]

همه با هم، پايان پذيرفتن اين اتهامات را خوهيم ديد... [كمي مكث]... و به بودن در اينجا افتخار ميكنم.

 [مايكل، دبي آلن را بر روي صحنه فرا ميخواند. آلن از چند نفر، از جمله مايكل پيترز، ميخواهد تا وي را همراهي كنند. جكسون، مايكل پيترز را در آغوش ميگيرد. مايكل حركات رقص كليپ موسيقي «Thriller» را همراه با پيترز طراحي كرده بود.]

 

 

[مايكل جايزه را به دبي آلن ميدهد.]

دبي آلن پس از دريافت اين جايزه گفت: ”خدا به همراهت مايكل. ما همگي طرف تو هستيم.“

[كليپ «Blood On The Dance floor»]

در 2 آپريل سال 1997، كليپ جديد مايكل با نام«خون بر روي زمين رقص» (Blood On The Dance floor) از آلبوم جديدش «Blood On The Dance floor/«HISTORY» In The Mix» كه شامل آهنگهاي ميكس شده ي آلبوم ««HISTORY»» بود، براي اولين بار از شبكه وي.اِچ.وان پخش شد.

همان روز در آلمان، صندوق حامل جديد ترين تك آهنگها،‌ از راه دريا به پايگاههاي راديويي در نقاط مختلف آلمان فرستاده شد. اين صندوق در يك زمان مشخص باز ميشد و آهنگها براي پخش در اختيار پايگاههاي راديويي قرار ميگرفت.

اين روز، فقط روز كشتي ها نبود. چندين هواپيما با پرچمهايي كه رويشان نوشته شده بود ”Michael Jackson ـ Blood On The Dance floor» سرتاسر خاك آلمان را درنورديدند تا مردم را به خريد اين آلبوم و تك آهنگ «Blood On The Dance floor» ترغيب كنند.

در 11 آپريل، مايكل به مجله ي انگليسي اوكي اجازه داد تا عكسهائي را از اولين پسرش، پرينس مايكل جكسون جونيور منتشر كند.

يك مصاحبه با مايكل و دبي همراه با عكسها به چاپ رسيد. 

[مجله اوكي!]

اطلاعات بيشتر از اين مصاحبه (كليك كنيد)

در 27 آپريل، نام مايكل جكسون با تك آهنگ «Blood On The Dance floor» در صدر جدول بهترينهاي انگلستان، ظاهر شد. جديد ترين تك آهنگ مايكل، در بسياري از كشورها، رتبه ي اول را در جدول بدست آورد.

در 6 ماه مي سال 1997، گروه جكسون فايو در تالار راك اَند رول هال آف فِيم، در هتل رنسانس در جنوب شهر كليولند - اهايو، براي دريافت جايزه اي، به روي صحنه فرا خوانده شد. [اين جايزه از اهميت بسيار زيادي برخوردار است]. مايكل روي صحنه به برادرانش پيوست. 

[در تالار هال آف فِيم]

دايانا راس جايزه را به جكسون فايو اهدا كرد و گفت: ”از همان زمان كه آنها كارشان را شروع كردند، من بسيار احساس ميكردم كه آنها مانند بچه هاي خودم هستند.“

گروه جكسون فايو برنامه اي اجرا نكردند، اما بري گردي مؤسس كمپاني موتون و مشاور قابل اطمينانشان را بر روي صحنه فرا خواندند تا او را در اين لحظات بسيار مهم، سيهم كرده باشند.

مايكل خطاب به بري گردي گفت: ”بري، تو به ما چهار آهنگ قول دادي كه پي در پي، شماره يك شوند. تو آنها را به ما تحويل دادي. من هرگز اين را فراموش نخواهم كرد. من فقط ميخواهم بداني كه فكر نميكنم بدون تو و مادر و پدرم، اكنون اينجا حضور داشتيم... و البته خدا“

مايكل همچنين از والدينش كه در بين تماشاچي ها نشته بودند، تشكر كرد. ”مادر و پدر، شما هميشه براي ما حاضر بوديد تا با عشق و از خود گذشتگي از ما محافظت كنيد. چون شما بوديد، حالا ما اينجا هستيم.“

مايكل ادامه داد: ”حالا ما در تالار راك اَند رول هال آف فِيم هستيم...پس... با هر نامي كه ما را صدا بزنيد... من قول ميدهم كه تمامي شما را دوست دارم. ما آنجا خواهيم بود.“

بري گردي: ”گروه جكسون فايو به بچه هايي كه در محله هاي شلوغ و فقير نشين شهر و به دور از ساير افراد جامعه زندگي ميكردند، نشان داد كه چگونه به آرزوهايشان فكر كنند و بسياري از آن بچه ها به آرزوهايشان رسيدند. جكسون فايو چيزي براي دادن به همه داشت.“

پارك پيتربا از مجله ي رولينگ استون، اين رويداد را اين چنين توصيف كرد: ”بري و مايكل در حال تعريف و ستايش كردن از يكديگر هستند. تقريبا بيشتر از زماني كه در جشن بيست و پنجمين سالگرد موتون، در حال حل اختلافات گذشته بودند. لحظات واقعأ تماشايي و خاصي است.“

در 8 ماه مي سال 1997، فيلم كوتاه جديد مايكل، «ارواح» (Ghosts) در پنجاهمين جشنواره ي فيلم كن به نمايش درآمد. مايكل در مراسم نمايش اين فيلم كه در نيمه شب و در تالار اصلي مخصوص تماشاچيان، برگزار ميشد، شركت داشت. هر وقت كه چهره ي مايكل بر روي پرده نمايش داده ميشد، طرفداران به شدت تشويق ميكردند. در پايان فيلم، آنجا كه مايكل ميپرسد كه ”آيا ميخواهند او خانه را ترك كند؟“ تمام طرفدارانش يكصدا جواب دادند ”نه“...

مايكل به خاطر بازيش در اين فيلم، جلوه هاي ويژه ي نوآورانه و داستان فيلم، مورد تعريف و تمجيد منتقدان قرار گرفت.

فيلم كوتاه «Ghosts» با ستايشي كه منتقدان از آن به عمل آوردند، موفقيتي بسيار بزرگ براي مايكل به حساب مي آمد.

 

در 20 مارس سال 199۹، مايكل براي دومين بار در شوي تلويزيوني آلماني وتن داس، حضور يافت تا تصميم خود را براي اجراي دو كنسرت خيريه، اعلام كند.

[مايكل در شوي وتن داس]

 اطلاعات بيشتر از جزئيات اين برنامه (كليك كنيد)

در اين برنامه اعلام شد كه اين دو كنسرت خيريه با نام ”مايكل جكسون و دوستان“، يكي در 25 جوئن 1999 درسئول ـ كره ي جنوبي، و ديگري در تاريخ 27 جوئن 1999 در مونيخ ـ آلمان برگزار ميشود.

مايكل با حاضر شدن در اين برنامه، مانند اولين حضورش در 4 نوامبر سال 1995، بار ديگر ركورد شكني كرد.

حضور او در اين برنامه، هم براي طرفداران و هم براي مطبوعات، رويداد بسيار مهمي بود و همانند بار اول، تنها در آلمان، هجده ميليون نفر را در پاي گيرنده هاي تلويزيونيشان نشاند.

در آخرين جلسه ي دادگاهي كه در سال 1995 آغاز شده بود، سرانجام مايكل از اتهامات دزدي ادبي، كه توسط ترانه سراي ايتاليايي به نام آل بانو، در سال 1992 بر او وارد شده بود، به كلي مبرا شناخته شد. دادگاه شهر رم، اعلام كرد كه مايكل از آهنگ آل بانو، با نام «I Cigni Di Balaka» كه در سال 1987 عرضه شده بود، در ساخت آهنگ خودش «Will You Be There» استفاده نكرده است.

در مي سال 1999، يك دادگاه پايين مرتبه، مايكل را براي دزدي ادبي مقصر دانست و براي او جريمه ي نقدي در نظر گرفت. وكلاي مايكل تقاضاي تجديد نظر كردند. سرانجام دادگاه ميلان نيز مايكل را بي گناه تشخيص داد.

در همين سال مايكل از طرف نلسون ماندلا براي شركت در مراسم ازدواجش، به آفريقاي جنوبي دعوت شد.

 

در 10 جوئن سال 1999، اولين استوديوي رقص مايكل جكسون كه در خبرها از آن با نام ”مدرسه ي تفريحي مايكل جكسون“ ياد ميشد، در توكيو ـ ژاپن افتتاح گرديد.

دو روز بعد، در 12 جوئن، مايكل مجسمه ي كوچك اسكار را كه در جوايز اسكار سال 1939 به فيلم كلاسيك بر باد رفته، به عنوان بهترين فيلم كلاسيك تمام دورانها، اهدا گرديده بود، به مبلغ 1.542.500 دلار آمريكا، در مزايده ي ساتبيز در شهر نيويورك خريداري نمود.

اين جايزه ي اسكار، به ديويد اُ.سلزنيك، تهيه كننده ي فيلم بر باد رفته (محصول سال 1939) اعطا شده بود.

مسئول برگزاري مزايده ي ساتبيز، به نقل از مايكل كه از طريق تلفن مبلغ پيشنهادي خود را اعلام كرده بود، گفت كه وي هميشه ميخواسته است كه اين جايزه ي اسكار را داشته باشد.

به همين دليل مايكل در مزايده، بالاترين قيمتي را كه تا به حال براي يادگاري هاي هاليوود، پرداخت شده بود، پيشنهاد داد. 

[ركورد قبلي مربوط به سال 1996 ميشود. مبلغ 607.500 دلار آمريكا براي جايزه ي اسكاري كه به كلارك گيبل براي فيلم يك شب اتفاق افتاد، اعطا شده بود، پرداخت گرديد.]

كنسرت ”مايكل جكسون و دوستان“ ـ [قدرت انسانيت/بيش از اين چه ميتوانم بدهم ـ قسمت دوم] ـ استاديومهاي طلسم شده را مالامال از جمعيت كرد. تمام بليطهاي اولين كنسرت در سئول [25 جوئن] و دومين كنسرت در مونيخ [27 جوئن]، همانطور كه انتظار ميرفت به فروش رسيد.

[كنسرت مايكل جكسون و دوستان در سئول ـ كره ي جنوبي]

در مونيخ، مايكل در برابر جمعيتي شصت هزار نفري، برابر با حداكثر ظرفيت استاديوم مونيخ، و در استاديوم سئول در برابر حداكثر ظرفيت چهل و پنج هزار نفري، برنامه اجرا كرد.

ماريا كري، ونسا ماي، اسلش، رينگو استار، بويز تو من و آندره بوچلي، از افرادي بودند كه در اين كنسرت، برنامه اجرا كردند.

و اين كنسرت خيريه ي سال 1999 بود.

[كنسرت مايكل جكسون و دوستان در مونيخ ـ آلمان]

بسياري از ستاره هاي ملي و بين المللي، نظير اپرا وينفري، در ميان تماشاچيان حضور داشتند و همچنين بسياري از ستارگاني كه در اين كنسرت برنامه اجرا كرده بودند. و همگي ورود مايكل جكسون ”سلطان پاپ“ را بر روي صحنه انتظار ميكشيدند.

اين كنسرت خيريه، توانست سه ميليون و سيصد هزار دلار آمريكا، براي كمك به كودكان نيازمند دنيا جمع آوري كند. اين پول به سازمانهاي يونسكو، صندوق كودكان نلسون ماندلا، صليب سرخ جهاني و هلال احمر تحويل داده شد.

با پخش اينترنتي فيلم كنسرت ”مايكل جكسون و دوستان“، مايكل بار ديگر ركورد جديدي را در تاريخ به ثبت رساند.

سايت اِم.سي.واي، كمپاني اي كه حق پخش انحصاري اينترنتي كنسرت ”مايكل جكسون و دوستان“ در آلمان را بدست آورده بود، در مطبوعات اعلام كرد كه پخش اينترنتي اين كنسرت، بيش از ده ميليون بيننده داشته است و ركورد جهاني را كه به پخش يك تك آهنگ تعلق داشته، شكسته است.

در مطبوعات نقل شده بود: ”تا به حال سابقه نداشته است كه پخش اينترنتي برنامه اي تا اين حد بيننده به خود جذب كند.“

در 3 ژانويه سال 2001، در خبرها اعلام شد كه مايكل جكسون در روز ولنتاين در مراسمي در تالار كارنِگي واقع در نيويورك حضور مي يابد تا براي مؤسسه ي خيريه ي جديدش «كودكان را شفا بده» (Heal The Kids)، كمك مالي جمع آوري كند.

براي طرفداران مايكل جكسون، سال 2001 با يك رويداد بزرگ آغاز ميشد. اما خبر جالبتر در روز 9 ژانويه اعلام گرديد: ”در روز 6 مارس، مايكل همراه با رابي شويلي باتيچ، مردي كه بنيان يهودي ها را در هر دو طرف اقيانوس اطلس تكان داده است، در اتحاديه ي آكسفورد سخنرانيخواهد كرد. در همين مراسم، آنها تاريخ بازگشايي مؤسسه ي خيريه «Heal The Kids» را اعلام ميكنند.“

خبر غافلگير كننده ي بعدي در اواخر ماه ژانويه 2001 اين بود: ”مايكل در دهمين جشن ساليانه ي ”روز مايكل جكسون“ كه از طرف آدرين گرنت، يكي از هواداران مايكل، در روز 7 مارس سال 2001 و در لندن برگزار ميشود، شركت خواهد كرد.“

اين اولين حضور مايكل در جشني به ميزباني طرفداران خواهد بود.

14 فوريه، روز ولنتايني كه همه انتظارش را ميكشيدند، فرا رسيد. مراسمي كه قرار بود در اين روز در تالار كارنِگي در نيويورك برگزار شود، براي مايكل جكسون، رابي شويلي باتيچ، مادر لاو، دكتر درو پينسكي، دكتر استنلي گرينسپن، جوديت ريگان[ناشر]، جاني كچران[وكيل]، مارك اِل.والبرگ [ميزبان Temptation Island]، و همينطور طرفداراني كه از سرتاسر دنيا براي شركت در اين مراسم به نيويورك سفر كرده بودند، اهميت زيادي داشت.

[مايكل ـ مادر لاو]

موضوع بحثي كه براي معرفي «Heal The Kids»، مؤسسه ي خيريه جديد مايكل جكسون و رابي شويلي باتيچ، برگزار ميشد، اين بود: ”عشق، كار و بچه داري: آيا شما ميتوانيد هم در خانه موفق باشيد و هم در كار؟“

 

 

[مايكل جكسون ـ رابي شويلي باتيچ]

رابي شويلي باتيچ، مؤسسه ي خيريه «Heal The Kids» را اينگونه معرفي كرد:

”موسسه ي ابتكاري «Heal The Kids» براي آن در نظر گرفته شده است تا ما را در مقابل بدترين دوزخهايي كه ممكن است در آن گرفتار شويم، حفظ كند: زندگي اي كه در آن، با آنكه در بين مردم هستيد، احساس تنهايي ميكنيد. زندگي اي كه در آن فرزندانتان در مورد مفاهيم زندگي با شما سخن نميگويند، بلكه شما را به چشم قلك پول براي بازي هاي پلي استيشن شان ميبينند. زندگي اي كه در آن تلويزيون به جاي روحتان دائمأ سخن ميگويد. زندگي كه در آن خريد رفتن براي شما، مقدم بر بازي با فرزندانتان است. زندگي اي كه در آن، جستجو در اينترنت برايتان مهمتر از جستجوي قلبهاي نزديكانتان باشد.

چه كسي باور ميكرد روزي، والدين از وابستگي كودكانشان به فيلمهاي خيالي تلويزيون نظير جنگ ستارگان و جادوگر سرزمين اُز، خسته شوند.

آيا شما هرگز چيزي راجع به فرار از دنياي فرزندانتان شنيده ايد، در حاليكه به واقعيت يك نفر ديگر پناه ميبريد؟

ما در مورد محروم كردن كودكان از حقوق اوليه ي آنها صحبت ميكنيم: حق دوست داشته شدن بدون اينكه استحقاقش را داشته باشند. حق تحسين شدن بدون اينكه كاري انجام داده باشند.“

رابي شويلي باتيچ كه سال قبل مؤسسه ي«Heal The Kids»  را همراه با مايكل جكسون تأسيس كرده بود، مايكل را با اين جملات بر روي صحنه دعوت كرد:

”مايكل جكسون واقعي براي رقص مونواك، به شهرت نرسيده است. او براي عشقش به بچه ها مشهور شده است.“

مايكل جكسون در معرفي «Heal The Kids»  گفت:

”امشب، ما اينجا هستيم. در معروفترين تالار كنسرت جهان، تا به يك نوع موسيقي كاملأ‌ متفاوت گوش فرا دهيم. يك ملودي قابل ستايش... اين موسيقي اي كه راجع به آن صحبت ميكنم، خوش آهنگ تر از هزاران صدايي است كه براي خواندن سرودي، به هم پيوسته اند. طنين اين آهنگ، پر قدرت تر از آواي تمام آلات موسيقي ضربي است كه با هم نواخته ميشوند...

اين آهنگ، آهنگ زيباي عشق است. اين آهنگ به دست فراموشي سپرده شده است.

به جاي گفتگو دور ميز شام، سر و صداي بازيهاي ويدئويي در فضاي خانه ميپيچد. به جاي صحبتهاي بين والدين و فرزندانشان پيرامون معضل مواد مخدر و خشونت، صداي كر كننده ي سكوت شنيده ميشود.

چه كسي باور ميكرد كه در زمينهاي بازي، به جاي صداي بچه ها، صداي مسلسلهاي اتوماتيك به گوش برسد. چه كسي باور ميكرد كه فرياد ديوانه وار كودكان، هنگام فرار از گلوله هاي شليك شده، جايگزين صداي دختر بچهها هنگام طناب بازي بشود. هنوز، به جاي اينكه فرزندانمان را بيشتر دوست بداريم، در مدارس از رديابهاي آلات فلزي استفاده ميكنيم.

من كه خودم پدر دو فرزند هستم، ميدانم متعادل كردن احتياجات خانواده و شغل، چه معنايي دارد. حتي بياييد در مورد پيدا كردن يك نفر براي خودم صحبت نكنيم. رابي شويلي دائما به من ميگويد كه يه خانم كامل براي من پيدا ميكند. و جواب من هم اينست: به شرطي كه خبرنگار نباشد.“

 

 

[تالار كارنِگي]

 مادرلاو، كه در طي سخنراني مايكل، آشكارا اشك ميريخت، درباره ي بيست و هشت سال زندگي مشتركش صحبت كرد. و ريگان نيز سختيهاي مادر بودن را شرح داد.

در روز 10 ژانويه سال 2002، همانطور كه خبر داده شده بود، سلطان پاپ در بيست و نهمين مراسم ساليانه ي جوايز موسيقي آمريكا حاضر شد و جايزه ي ”هنرمند قرن“ را دريافت كرد.

مايكل با تشويقهاي ايستاده ي حضار بر روي صحنه رفت و از ليست بلند بالايي از افراد، به اضافه ي مارلون براند كه او را ”پدر ديگرش“ خواند، تشكر كرد و بعد از صحنه خارج شد.

[مايكل در مراسم ساليانه ي جوايز موسيقي آمريكا]

هنرمنداني كه در مراسم ساليانه ي جوايز موسيقي آمريكا برنامه اجرا مي كنند، معمولأ براي شركت در مراسم معتبر تر جوايز گرمي دعوت نمي شوند. به همين دليل مايكل در اين مراسم اجرا نكرد.

در ابتدا مايكل قصد داشت به كلي از شركت در مراسم جوايز موسيقي آمريكا چشم بپوشد تا بدين وسيله، ‌ديك كلارك تهيه كننده ي اين مراسم را ترغيب كند كه عليه مايكل گرين،‌ مسؤل برگزاري جوايز گرمي به خاطر اين رقابت ناعادلانه، شكايت نامه ي ده ميليون دلاري تنظيم كند.

در 17 ژانويه 2002، خبر داده شد كه آهنگ جديد برندي با نام «It's Not Worth It» از آلبوم «Full Moon»، با همخواني مايكل، در روز 5 مارس همان سال عرضه ميشود.

در 9 فوريه سال 2002، مايكل به همراه اليزابت تيلور، در نمايشگاه خيريه ي ”هنر براي ايدز“ كه بمنظور جمع آوري كمك مالي براي بيماران مبتلا به ايدز و در موزه ي لاگيونا در ساحل لاگيونا ـ كاليفرنيا برگزار ميشد، ‌حضور يافت.

[مايكل در نمايشگاه خيريه ي هنر براي ايدز]

در ابتداي مراسم، تيشرتهاي يادگاري با امضاي ستارگان مختلف از جمله مايكل، باب ديلان، مدونا، رينگو استار، شارون استون و هال بري به حراج گذاشته شد.

تيشرتي را كه مايكل دو بار امضا كرده بود، با قيمت حيرت آور هفتصد دلار كه بالاتر از حد ميانگين بود، به فروش رسيد.

ورود دير هنگام مايكل و اليزابت، با پخش آهنگ «Elizabeth I Love You» (مايكل اين آهنگ را براي اليزابت نوشته و در مراسم جشن تولد هفتاد و پنج سالگي او در سال 1977 اجرا كرده بود.) همراه شد. آن دو سپس در مراسم خصوصي شام كه آن هم براي جمع آوري كمك مالي با فروش هر بشقاب غذا به قيمت دو هزار و پانصد دلار، برگزار ميشد، حضور كوتاهي داشتند.

در 11 فوريه سال 2002، مايكل در شانزدهمين مراسم ساليانه ي جوايز موسيقي سول ترين، نامزد دريافت جايزه ي بهترين آلبوم راك و بلوز/سول براي آلبوم «Invincible» شد.

در 13 فوريه، اعلام شد كه مايكل جكسون، استينگ، باري مانيلو و رندي نيومن، ‌در ميان افرادي هستند كه در سي و سومين مراسم ساليانه ي هال آف فيم كه در ماه جوئن برگزار ميشود، به عنوان ترانه سرايان برتر، معرفي ميشوند و پس از آن در مراسم شام هتل شرايتون در مهتن ـ نيويورك، شركت ميكنند.

ترانه سراياني كه بيست سال از فعاليت آنها بصورت حرفه اي، گذشته باشد و ترانه هاي پر مفهومي را نوشته باشند، در ليستي كه هر كسي آرزوي بودن در آن را دارد، قرار ميگيرند و در اين مراسم، معرفي ميشوند.

در 23 فوريه سال 2002، در سي و سومين مراسم ساليانه ي جوايز موسيقي اِن.اِي.اِي.سي.پي كه در سالن آمفي تئاتر يونيورسال در يونيورسال سيتي، سي.اِي برگزار ميشد، مايكل سه جايزه از شش جايزه اي را كه نامزد دريافتشان شده بود، بدست آورد. اما در اين مراسم شركت نكرد.

مايكل در زمينه هاي زير برنده ي جايزه شد:

بهترين شوي تلويزيوني: مايكل جكسون ـ جشن سي امين سال فعاليت هنري فردي

بهترين اجرا در شوي تلويزيوني: مايكل جكسون  ـ جشن سي امين سال فعاليت هنري فردي

بهترين كليپ موسيقي: You Rock My World

در 26 فوريه سال 2002، نورلند اينترتينمنت، كمپاني متعلق به مايكل، پانزده تا بيست ميليون دلار، در كمپاني جهاني توليد و پخش مارك دمون با نام اِم.دي.پي سرمايه گذاري كرد. و بدين ترتيب، مايكل و همكار تهيه كننده ي جديدش راجو پاتل، بالاترين سهام را در اين كمپاني دارا شدند.

مايكل همراه با دوست قديمي اش اليزابت تيلور و برت رتنر، براي امضاي اين قرارداد در مراسمي كه به همين منظور بر پا شده بود، حضور يافت. تا زمان ورودش، مشخص نبود كه آيا مايكل در اين مراسم شركت ميكند يا خير. اما يكدفعه، بازو در بازوي اليزابت، از اطاق نشيمني كه در نزديكي بود، بيرون آمد و در حاليكه مورد تشويق ايستاده ي حضار قرار ميگرفت، وارد چادر شام شد.

وقتي بر روي صحنه، بر صندلي هايشان كه به تخت پادشاهي ميمانست، حاضر شدند، مايكل پشت ميكروفون قرار گرفت و تصميمش را براي سرمايه گذاري در كمپاني اِم.دي.پي و ورود به عرصه ي فيلمسازي مستقل، شرح داد.

مايكل گفت: ”من آرزوهاي بزرگي دارم. هر چيزي كه بدست آورده ام، با يك آروز شروع شده است. و در بين تمام آرزوهايم، بيشتر در مورد اين يكي شور و شوق دارم.

نقاش، نقاشي ميكند. مجسمه ساز، مجسمه ميسازد. اما آنها تنها تصوير كوچكي از زندگي را موضوع كار خود قرار ميدهند. اما فيلمها واسطه هستند. شما با شخصيتهاي داستان زندگي ميكنيد. شما همراه با شخصيتهاي داستان رنج ميكشيد. شما با شخصيتهاي داستان ميخنديد. شما همراه با شخصيتهاي داستان نا اميد ميشويد. اين هنري ترين اثر است. واسطه اي است از بقيه تأثير گذار تر. من به كاري كه انجام ميدهيم افتخار ميكنم. و به شما قول كارهاي عالي و رويايي را ميدهم.“

پس از اين سخنراني، سلطان پاپ كه به كمرويي شهره است، در مصاحبه اي در مورد پروژه ي جديدش، شركت فيلمسازي نورلند، بيشتر شرح داد.

او گفت كه در تمامي جنبه هاي فعاليتي اين شركت، مانند خواندن فيلمنامه، انتخاب بازيگران و كارگرداني، درگير خواهد بود.

مايكل گفت: ”من حرفهاي زيادي، براي گفتن در فيلمها دارم.“

او ضمن اينكه فاش ساخت كه فيلم مورد علاقه اش، «كشتن مرغ مقلد» (To Kill A Mockingbird) است، گفت: ”من هر كاري را انجام ميدهم. چه پشت دوربين و چه جلوي دوربين. من عاشق اين كار هستم.“

در روز 16 مارس 2002، مايكل به همراه اليزابت تيلور، در جشن ازدواج باشكوه ليزا مينلي و ديويد جِست حاضر شد.

اليزابت تيلور و مارسيا برنسون، بازيگر، عروس را همراهي ميكردند و مايكل، تيتو برادر مايكل و دوستان دوران كودكي ديويد جست، ساقدوشان داماد بودند.

 

 

[مراسم عروسي]

مراسم ازدواج در كليساي يكصد و چهل و هفت ساله ي ماربل كوليگيت واقع در خيابان پنجم شهر نيويورك برگزار ميشد. اين اولين ازدواج ديويد جِست 48 ساله، ترتيب دهنده ي كنسرت مايكل در مديسون اسكوئر گاردن، بود. و ليزا مينلي براي بار چهارم ازدواج ميكرد.

در بين دويست مهمان اين جشن، دايانا راس، پاتريشيا نيل، لوتر وندروس، لورن باكل، كارول چنينگ، التون جان، جين سيمونز، مايكل داگلاس، كرك داگلاس، آنتوني هاپكينز، آهنگ ساز اندرو لويد وبر و سرمايه دار بزرگ دونالد ترامپ حضور داشتند.

در 29 مارس سال 2002، خبر رسيد كه مايكل در جشن تلويزيوني دو ساعته، ويژه ي پنجاهمين سال افتتاح اَمريكن بند استند (American Bandstand)، شوي تلويزيوني مشهور آمريكايي كه در پاسادنا ـ كاليفرنيا برگزار ميشود، برنامه اجرا ميكند. اين برنامه در روز 3 ماه مي، از شبكه ي اِي.بي.سي پخش ميگردد.

كمي بعد در روز 11 آپريل، خبر اجرايي ديگر از مايكل داده شد: ”مايكل در مراسمي با عنوان ”حتي يك رأي هم به حساب مي آيد“، كه بمنظور جمع آوري كمك مالي براي برنامه هاي تبليغاتي حذب دموكرات آمريكا، در روز 24 آپريل در سالن تئاتر آپولو در منطقه ي هارلِم از شهر نيويورك برگزار ميشود، اجرا خواهد كرد.“

در روز 21 آپريل، همانطور كه وعده داده شده بود، ‌مايكل در جشن پنجاهمين سال افتتاح اَمريكن بند استند حضور يافت و آهنگ «Dangerous» را دو بار اجرا كرد. اين شو، در روز 5 مي سال 2002، از شبكه ي اِي.بي.سي پخش ميشود.

ديك كلارك، تهيه كننده ي اين مراسم، به حضار خبر داد كه مايكل، دوست كمالگرايش، از اجراي خود راضي نبوده است و تصميم دارد اجرايش را تكرار كند.

 

 

[جشن پنجاهمين سال افتتاح اَمريكن بنداستند]

مايكل در مسيرش براي ورود به سالن، ايستاد تا با طرفداران عاشقش كه براي اعلام حمايت از وي، تجمع كرده بودند، ديدار كند.

نوشته شده توسط ::مجید مهجور:: در | موضوع:
• لینک ثابت   •