تبليغاتX
...::::۞ Majid Cartoon ۞::::...
با اهداء صمیمانه ترین سلامها ورود شما رو به وب سایت هنری مجید مهجور خوش آمد میگویم.علاوه بر صفحه ای که پیش رو دارید صفحات متنوع دیگری در این وب دیده میشود که میتوانید با رجوع به آن صفحات از قسمت << عناوین مربوطه سایت >> به مطالب دیگر این وب دسترسی یابید.البته بار اولی که به سایت می آیید سایت کمی دیر باز میشه ولی دفعه های بعد زود باز میشه. با تشکر از شما که برای  بهبود وبلاگ نظر میدهید...ممنون. مدیریت وبلاگ.

شنبه 29 دی1386

.::سه تابلو با خط معلی::.

با سلام خدمت همه دوستان عزیز و با عرض تسلیت مجدد بابت شهادت امام حسین و یاران با وفایش عزاداریهای همه شما عزیزان مورد قبول درگاه حق ایشالا واقع شده باشد.این بار با یه آپ بوسیله ی  سه تا از تابلوهایی که خیلی پیش کشیده هام در خدمتتون هستم. ولی اولش یه سوال از شما داشتم!......به نظر من آدمها چهار دسته اند ...... !

دسته اول افرادی که در زندگی شاد هستند ولی با رفتار و کلامشون دیگران رو نیز شاد کنند

دسته دوم افرادی که در زندگی شاد هستند ولی با رفتار و کلامشون دیگران رو غمگین میکنند

دسته سوم افرادی که در زندگی غمگین هستند ولی با رفتار و کلامشون دیگران رو شاد میکنند

دسته چهارم افرادی که در زندگی غمگین هستند ولی با رفتار و کلامشون دیگران رو نیز غمگین میکنند

حالا سوالم اینه که شما فکر میکنید از کدوم دسته هستید؟ و آیا به این موضوع تاحال فکر کردید؟امیدوارم از دسته دوم نباشید و همچنین خیلی کم پیدا بشن که از دسته های سوم و چهارم باشید.ولی من آرزو دارم که همه آدمها تو زندگیشون شاد باشند و همچنین دیگران رو شاد کنند..

راستی این دعای ناد علی رو برای دانلود میزارم براتون.هر کسی نمیشناسش و ندارش دانلودش کنه چون خیلی دعای خوبیه و به قول خودش مظهر العجایبه.....                                                  

 [دانلود دعای ناد علی]

بگذریم و بریم سر کارها کار اول رو که فکر کنم یک سال پیش واسه دوستم آقا سعید ترشیزی (طنز نویس) کشیدم و خیلی ممنونم ازشون که لطف کردند و تصویر تابلوم را واسم فرستادن....حق یارشون باشه همیشه.

                                         علی- خط معلی-مجید کارتون

کار دوم و سوم هم مربوط به سه سال پیشه فکر کنم....یادش بخیرپیر شدیم رفت پی خودشاین کارها ترکیبی از خط معلی و خوشنویسی با خودکاره که با مکافاتی کشیدمشونخب هنوز مبتدی بودیم دیگه....بسیار سفر باید تا پخته شود خامی بععععععله!

                         تابلو1-خط معلی و خوشنویسی با خودکار- مجیدکارتون

                         تابلو2- خط معلی و خوشنویسی با خودکار - مجیدکارتون

خبخلاص رفت به قول مشهدیا....راستی جاتون خالی اینروزها این آقای شله ای اینقد واسه ما شله آورد و اینقد خوردیم که چمبه شدیمامیدوارم شما مشهدیه عزیز هم از شله تو این روزها سیر شده باشی....(شله یه نوع آش مشهدیه که تو مایه های حلیمه و خیلی هم خوشمزه اس و روش قیمه هم میریزن و همه واسش دست و پا میشکنن ...مخصوصا اگه مفت باشه)عکس شله رو ببینید این زیر !

                                                  یه بشقاب شله !

اینم از آپ این دفعه ......امیدوارم خوشتون اومده باشه....همتون رو تا آپ بعدی به خدای بزرگ میسپارم.

نوشته شده توسط ::مجید مهجور:: در | موضوع: خوشنویسی
• لینک ثابت   • 


سه شنبه 18 دی1386

دانشگاه آزاد - بزرگمهر حسین پور - موانع ازدواج (دماغ) !

توجه! بعضی دوستان متذکر میشوند که قالبم بهم ریخته یا نوشته و بک گراند جوریست که چشمها درد میگیره! میخواستم ببینم آیا برای شما هم قالب بهم ریخته اس یا نه؟ چون برای خودم که صحیح و سالمه ! شما ببینید اگر قالب وبم مانند عکس زیر بود که یعنی وبم درسته و اگر نبود یعنی که خرابه ...مثلا اگر همه چیز در وسط صفحه نمایانگر بود به این معناست که وبم قروقاطی شده! پس این اطلاع رو به من بدید....ولی اگر یه دوباری رفرش کنید ایشالله درست میشه وبم...ولی اگه نشد باید یه فکری به حالش بکنم

                                    ببینید ایا وبم این شکلیه یا شکلی دیگس؟؟؟!

به به ، سلام سلام ، زشته زشته ! چی چی زشته خیلی هم خوشگله...! کی خوشگله؟ جان؟ باز نیگاه کنید ، دارین برام حرف در میاریدا....خلاصه به پسر مردم تهمت نزنید....میگم بابام بیاد دعواتون کنه ها! ببخشید یه لحظه قرصامو بخورم ، الان میام......

خب اومدم...سلام سلام خوبید...چه خبرا....جونم براتون بگه که امروز سه تا کار براتون آماده کردم که توش آقای شله ای و حتی پسرش هم وجود دارن (قابل توجه طرفدارهای آقای شله ای) . راستی واسه پسر آقای شله ای میخوام یه دختر خوب بخریم...اوهوم... ببخشید...منظور اینه که یه دختر خوب پیدا کنیم (شرمنده سوتی دادما). میخواستم ببینم اگه شما دختر خوب براش سراغ داشتین (که شبیه خودش باشه ! ترجیحا ) حتما بگید تا این پسر اقای شله ای ناکام نمونه.....! دختر آقای حلیمی هم هست ولی خب ، آقای حلیمی با آقای شله ای چپه....حالا ببینم خودم میتونم بین این دو وصلت ایجاد کنم یا نه....اگه تونستم  شما هم دعوتی ! بله حتی شما دوست عزیز....آره عزیزم با شما بودم....چرا چپ چپ نیگا میکنی؟....خیل خب نیا اصلا....بی جنبه !

خب جدا از شوخی!

این کارا همشون تو نشریه ستون آزاد چاپ شده که امیدوارم خوشتون بیاد....

کار اول ، یه کار خبریه...(مربوط به دانشگاه آزاد و از این جور حرفا...دانشگاه آزادیا رو سر ما جا دارن...چطوره؟)

 

  جاسبی: زلف اشتغال را با آموزش عالی گره نزنید

 

کار دوم مربوط به استاد بزرگمهر حسین پور (عشق من و خیلی از کارتونیستها ) میشه که به بهانه ی مصاحبه ی ستون آزاد با ایشون کشیدمش (البته به صورتشون دست نزدم جون داداش) و سعی کردم تقریبا به سبک خودشون بکشم ! هر یک از دوستان خواست مصاحبه رو بخونه به سایت ستون آزاد مراجعه کنه !

          بزرگمهر حسین پور- ستون آزاد

کار سوم که خودم دوسش دارم خیلی!...موانع ازدواج موضوعشه...فقط یه مشکلی که هست اینه که به نظر شما دماغاشون رو کمی کوچیک نکشیدم؟!

 

 موانع ازدواج !

خب امیدوارم از کارای این دفعه خوشتون اومده باشه و تونسته باشم یه لبخند رو به لباتون هدیه بدم....

پیشاپیش هم ایام محرم رو به شما دوستان عزیزم تسلیت عرض میکنم  ......و تو ماه محرم یه آپ دارم که اون هم ، سه تا از تابلوهایی که قبلا کشیدم (خوشنویسی با خط معلی)

                                       تا اونروز همتونو به خدا میسپارم یا حق...

                             سایت ستون آزاد برای دانلود نشریه www.sotooneazad.com

                        انتقاد و پیشنهادات ارزنده فراموش نشه حتی شما دوست عزیز !

نوشته شده توسط ::مجید مهجور:: در | موضوع: کاریکاتور
• لینک ثابت   • 


پنجشنبه 6 دی1386

::عشقابلمه::

               يك تست عاشقانه كه اندازه علاقه شما به همسرتان را معلوم مي كند

آی سلام و علیکوم .همین اولش بگما یه وقت(...) نشید برید زن بگیریدا..... ایناها... روزگار منه سیاه بختو بینید. هر روز جنگ و دعوا ....هر روز آه و زاری...مگه میتونم جُمب بخورم...دارم یانگوم رو نیگا میکنم، میگه چرا همش یانگوم رو نیگا میکنی ...مگه امپراطور دریا چشه؟ میگم چشم نیست گوشه ، ولی من دوس دارم یانگومو نیگا کنم(بله از پشت صحنه اشاره میکنند که یانگوم چند هفتس تموم شده) خودمم میدونم ...اصلا به شما چه تو نوشته هایه من دخالت میکنی.

داشتم میگفتم....میخوام برم باشگاه پرورش اندام ، میگه تو که اندامت خوبه...چی شده که باز میخوای بری باشگاه؟

میگم باباجان واسه سلامتی ، واسه شادابی....خودت  رو نیگاه کن شبیه کوه آب و برق شدی! اینو که گفتم دیدم یهو یه چیزی مثل کابل دکلهای همون کوه آب و برق خورد تو صورتم و از حال رفتم... خلاصه وقتی اومدم تو حال  تصمیم گرفتم که یه تست عاشقی واستون تهیه کنم ...اگه تونستید توش امتیاز بالای 50 بدست بیارید اونوقت معلوم میشه که میتونید یه زندگی رو اداره کنید وگرنه عمرا از فکر عشق و قاشقی...ببخشید عشق و عاشقی  بیاید بیرون و بچسبید به کار کار کار...پول پول پول ...ها ایه....

این تست عشقولانه شناسی به این صورت است که گزینه الف ، 1 امتیاز دارد و گزینه ب ، 2 امتیاز ،گزینه ج، 3 امتیاز و گزینه د نیز ، 4 امتیاز رو شامل میشه .خلاصه از ما گفتن اگه امتیازی زیر 50 بیارید هیچوقت عاشق نشید

                                                  تست عاشقی

                                            خب آماده اید…پس شروع میکنیم:

1 ـ اگه روز خواستگاری قرار شد که 4 سال تو عقد باشید و بعد از گذشت اولین سال عقدتون ، پدر زن شما بهتون گفت که : دستوپاچلفتی پس کی میخوای این ترشیه ما رو ببری خونه بخت ؟ اونوقت شما چی کار میکنید:

الف: مثل پدرزن ذلیلا(پ زذ ) سرتون رو خم میکنید و با ترس و لرز میگید: آقا جون همین یه ماه دیگه دستشو میگیرم و میبرم.

ب: مثل آدمهای با اعتماد به نفس تو روی پدرزنتون وای میستید و میگید : تو چی میگی دیگه یره ...اونش به خودوم ربط دِرِه فهمیدی یره؟!

ج: مثل آدمهایه طناز و با رویی گشاده به صورت پدر زنتون نیگاه میکنید و میگید هنوز ترشیش نرسیده ، وقتی خوب  رسید و ترشی لیته شد ، اونوقت برای مصرف خانگی حتما میبریمش خونه بخت!

د: با چهره ای غمگین و مظلومانه به پدر زنتون میگید: آقا جون خودتون که بهتر میدونید تخم مرغ چقدر گرون شده. شما جای من بودید چه کار میکردید.مگه مرض دارم یه نون خور اضافی دنبال خودم راه بندازم؟

2 ـ بر فرض اگه تونستید اون خانم رو با بدبختی به خونه ی بخت ببرید و فهمیدید که به جای دسپختِ ایشون ، همش باید دستپخت سیبیل کلفتای رستوران ها رو بخورید ، بعد این موضوع را چگونه با همسرتان در میان میگذارید؟

الف ـ به شوخی بهش میگید ببین عزیزم ، من که تو رو الکی نگرفتم ! من تو رو گرفتم که واسم غذاهایه خوشمزه بپزی تا بخورم و چمبه بشم! وگرنه به چه دردی میخوری پس تو ؟! هان ؟ اصلا پاشو برو خونه ی ننه ات دختره ی بی هنر!

ب ـ به خاطر گزینه ی الف یه چکش به دهانتان اصابت میکند و دندوناتون میشکند و میریزد تو حلقتون و دیگه حرفی نمیتونید بزنید و میرید یه پرس کباب از اصغر اقا میگیرید و میاید میدید همسرتون میل کنه...چون خودتون که بی دندون شدید دیگه!

ج ـ مثل مردای خوب و( زذ) میگید چشم نوکر همسر گلم هم هستم ...تو  بادمجون بخواه ! و بعد شاهد نگاه عاقل اندر سفیه خانمتون به خودتون میباشید ولی نمیفهمید و میخندید…مثلا فکر میکنید چقدر مرد خوبی هستید..هی هی هی

د ـ  به نظر من مهم عشق است . عاشق همسرم هستم و حتی حاضریم یه نون و پنیر رو با عشق بخوریم ولی به همدیگه بد نکنیم ، ولی خب تحمل کردن هم اندازه ای داره...اگه پخت و پز بلد نباشه با سگک کمربندم کبودش میکنم.....قاط بزنم هیچی حالیم نمیره !

                              عاشق عشقمو عشق و عاشقی عاشقم !

3 ـ اگر خدا به شما یه بچه هدیه داد و یه روز که از حموم در اومدید ببینید یهو خانمتان بچه را در مقابل چشمانتان گرفته و در حالی که بوی خوشی از بچه تان ساطع میشد ، به شما گفت بیا بگیر این بچتو عوضش کن چون خونه را بوی گند برداشته، اونوقت شما چه کار میکنید؟

الف ـ میخندید و میگید آی بابا قربون بوی گندش بره ... میبینی خانم چه بچه ایه .... به باباییش رفته ! بابا فداش شه و بچه را میبوسید!

ب ـ بهش با مهربانی میگید ببین عزیزم من دستام به کهنه ی بچه آلزایمر داره  !...اگه  به کهنه اش دست بزنم پوست دستم تیره میشه ! اگه پوست دستم تیره بشه بعد دیگه نمیتونم پول دربیارم واسه بچه کهنه بگیرم و اینطوری تمام خونه تیره میشه !

ج ـ  یه نیگاه زیرکانه و با اخم  به سگک کمربندتون که رویه شلوارتون خودنمایی میکنه ، میکنید و سپس یه نیگاه به خانمتون...بعد اونوقت اگه خانمتون ترسید ، که شما برنده شدید ولی اگه خانمتون نیز یه نیگاه زیرکانه به کفگیر و قابلمه انداخت اونوقت من توصیه میکنم سریع به حرفش گوش بدید و دریغ نکنید

د ـ میگید کور خوندی نویسنده ! من اصلا بچه دار نمیتونم بشم که بخوام کهنه اش را عوض کنم ! من هم بهش میگم خوش به حالت کاش من جای تو بودم !

4 ـ اگه تو اداره نشستید و دارید کاراتونو انجام میدید و بعدش تلفن زنگ بزنه و مادرتون شما رو برای آنشب به خونشون دعوت کنه و وقتی میایید خانه ببینید که همسرتون میگه که مامانم امروز زنگ زد و برا امشب ما رو دعوت کرد ، بعد اونوقت چکار میکنید؟

الف ـ میشینید گوشه ی اتاقتون و میزنید زیر گریه و به یاد روزهایه خوش مجردیتان می اُفتید....( خیلی بی بنیه هستید بابا)

ب ـ میرید تو حیاط و بلند داد میزنید و میگید خداااااااااااایا من چقدر بدبختم آی مردم آی همسایه ها...به دادم برسید ...بیاید منو از دست این زن نجات بدید بعد در این هنگام با برخورد یک ملاقه به فرق سرتون از حال میرید

ج ـ در این موقع خونسردیه خود را حفظ کرده و میگید نخیر ....فقط میریم خونه ی مامانم ، فهمیدی یا باز با سگک کمربند بیافتم به جونت و کبودت کنم هان؟ در این لحظه احتمالا خانمتون جلوتون سوسک میشه و کم میاره ...فقط در این لحظه سرتون رو به هیچ وجه بر نگردونید....شَتَرَق....ای بابا گفتم که برنگردونید ...حَقِته ، باز سرت  با قابلمه اهدایی از طرف همسرت اصابت کرد؟ حَقِته . تا تو باشی به حرفم گوش ندی !

د ـ ما اصلا سر این موضوعات هیچ مسئله ای با هم نداریم و از عصر با خانمم اینا میریم خونه ی مادرشون تا شب و شب واسه ی شام و خوردن میریم خونه ی مادرم اینا....اینجوری هم همسرم راضیه و هم مادرزنم! ( اَه اَه زن ذلیل بدبخت )

اوه اوه خاک به سرم شد...دیدید چی شده ؟! فکر کنم همسرم پشت سرم با یه قابلمه واستاده و داره مطالبمو میخونه و عنقریبه که اگه سرم رو بر گردونم ، با قابلمه بکوبونه تو ملاجم....به نظر شما چه کار کنم...یکی نیست بهم بگه تو که خودت هیچی از عاشقی بلد نیستی این تست طرح کردنت چیه دیگه....حالا باید بیخیال شم ..من شما رو به خدا میسپارم و امیدوارم هیچوقت عاشق نشید

اِ سلام به همسر گلم ...حالت چطو........شَتَرَق......آخ مُردَم!

                                                                        چاپ شده در روزنامه قدس مورخه6/10/86

نوشته شده توسط ::مجید مهجور:: در | موضوع: طنز
• لینک ثابت   •